Serendipity؛

Serendipity

Who made me a princess

نمیدونم چرا وقتی حاضر نشدم مانهوا رو بخونم(قضاوت از روی اسمش صددرصد)چرا دارم انیمه‌اش رو میبینم و باید بگم این خیلی کیوت بودㅠㅠاخرین باری که همچین محتوای کیوتی دیده بودم کلاس هشتم بود که اسپای فمیلی در حال پخش بود..انیا داخل چند قسمت اول حسابی اکلیلی‌ام کرده بود.
آتی خیلی گودو و بامزست:»فعلا که دو قسمت دیدم اما فکر کنم ادامش بدم
کسی هست مانهوا رو خونده باشه بخواد انیمه رو هم ببینه؟مانهوا رو بخونم یا ادامه انیمه رو ببینم...؟

+ فیلیکس خیلی خوبه:».

میو

مافویوی عزیز منم سعی کردم حفره درون قلبم رو پر کنم ولی هر بار بزرگ و بزرگ تر میشد تا جایی که نمیدونم شاید الان من دارم داخل اون حفره زندگی میکنم نه اون داخل قلب من.

+هر سه گیون رو دوست داشتم

روز ها داره تند تند میگذره و کنکور هر لحظه نزدیک تر میشه:)امروز یهویی بهدخودم امدم.چرا نمیخونم؟مطمئنم قرار نیست عقب بندازن و باید دوباره به زندگی ادامه بدیم طوری که انگار اتفاقی نیوفتاده.این واقعا‌..

نمیدونم..شاید باید درس بخونم،دیوونه وار درس بخونم.روز درس بخونم شب درس بخونم .خیلی خیلی خیلی خیلی اعصاب خوردکنه که حتی تلاشی نمیکنم و از قبل میدونم قراره این یکی رو ببازم...فعلا چیزی نمیبینم جز تاج بی نقص،اونم در حال پخشه 

 

دورامی پارت3

اعرمتک(...)تموم شد و عالی بود:"یخورده متفاوت بود..کره ای،ژاپنی،ایتالیایی

هیون جین(این اسم بیشتر مورد پسندهㅋㅋㅋ) به عنوان یه مترجم چندین زبان رو بلد بود اما با هیچکدوم نمیتونست درمورد خودش با دیگران حرف بزنه:"
و چا موهیِ عزیز منم همینطور:) 
یه چیز جالب که توجهمو جلب کرد متن اهنگ اپرایی بود که موهی حفظ کرده بود« آمامیو الفردو».موهی اسم الفردو رو با هیون جین عوض کرد..تابستون که انه شرلی رو دیدم یه همچین چیزی واسه انه و گیلبرت اتفاق افتاد:"
میدونستم هیرو تهش قراره من رو دچار افسردگی کنه و دوباره دژاوو؟بله.دقیقا مثل هان سوجون موهی رو هل داد و بهش گفت «برو»حتی مثل سوجون بهش گفت «سایونارا».بخش دردناکش این بود که «برو» رو به کره ای(زبان موهی)گفت و خداحافظی رو به زبان خودش یعنی ژاپنی:"(((((((((((((خیلی غم دارم. بعدی سریال جدید iu..

 

ایکون